مذهب
من سالها
نماز خوانده ام . بزرگترها میخواندند . من هم میخواندم . در دبستان ما را برای
نماز به مسجد میبردند . روزی در مسجد بسته بود
بقال سر گذر گفت : نماز را روی بام مسجد بخوانید تا چند
متر به خدا نزدیکتر باشید!
مذهب شوخی سنگینی بود که محیط با من کرد و من سالها مذهبی
ماندم بی آنکه خدایی داشته باشم!
هنوز در سفرم
سهراب سپهری
+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم مهر ۱۳۹۱ ساعت 23:32 توسط حسن فتاحی
|