میروم تا در میخانه کمی مست کنم

جرعه ای بالا برم و آنچه نبایست کنم !


آنقدر مست که اندوه جهانم برود
استکان روی لبم باشد و جانم برود


برود هر که دلش خواست شکایت بکند
شهر باید به من الکلی عادت بکند.......