حالت پریشانم پر غم است و تکراری
سایه ی خیال من مبهم است وتکراری

در سر پر از هیچم شور آرزو مرده
این جنون که می بینی، هر دم است و تکراری

در کویر تب کرده خاک تشنه می گرید
گرچه بارش باران نم نم است تکراری

زخم کهنه ام تا کی؟ کو دم مسیحایی؟
هر نمک که می پاشی مرهم است و تکراری

از لگام ایمان تا برده های تقدیری
حلقه حلقه زنجیری محکم است و تکراری

کرده دوزخی برپا از سراب آزادی
سیب و گندم و شیطان، آدم است و... ، تکراری