|
|
|
|
|
مارها قورباغه ها را مي خوردند و قورباغه ها غمگين بودند.
قورباغه ها به لك لك ها شكايت كردند. لك لك ها مارها را خوردند و قورباغه ها شادمان شدند . لك لك ها گرسنه ماندند و شروع كردند به خوردن قورباغه ها قورباغه ها دچار اختلاف ديدگاه شدند . عده اي از آنها با لك لك ها كنار آمدند و عده اي ديگر خواهان باز گشت مارها شدند . مارها باز گشتند و همپاي لك لك ها شروع به خوردن قورباغه ها كردند. حالا ديگر قورباغه ها متقاعد شده اند كه براي خورده شدن به دنيا مي آيند . تنها يك مشكل براي آنها حل نشده باقي مانده است . اينكه نمي دانند توسط دوستانشان خورده مي شوند يا دشمنانشان! |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388ساعت 11:59 توسط بی نام و نشان
|
|
||