|
|
|
|
|
در بازی دل نگاه من مست تو بود
هر بار دلم شکست پابست تو بود من شاه دلم را به زمین انداختم اما چه کنم تک دلم دست تو بود |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386ساعت 9:58 توسط بی نام و نشان
|
|
||
|
|
|
|
|
بازیچه ی دست یار بودن عشق است
در پنجه ی غم، شکار بودن عشق است در محکمه ای که یار قاضی باشد محکوم طناب دار بودن عشق است |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه پنجم شهریور 1386ساعت 19:9 توسط بی نام و نشان
|
|
||